تبليغاتX
رازسکوت

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 10:6  توسط مهرداد | 

او کسی است که ماه گذشته وقتی توانست عنوان قهرمانی مسابقات موتوکراس حرفه ای زنان را به خود اختصاص دهد با زبان اشاره به همه می گوید: "سال آینده هم باز می گردم و باز هم خواهم برد. شاید روزی با پسرها هم مسابقه دادم. همه تلاشم را می کنم تا برای رقابتهای موتورسواری حرفه ای مردان تایید صلاحیت شوم."

در رشته ای که دست انداز، راه های تنگ و باریک خاکی و پرش از روی بلندیهای جاده عادی است، فیولک توانسته تمام موانع سر راه خود را از بین ببرد و به تک تک هدفهای حرفه ای خود دست یابد. اشلی فیولک که ناشنوا متولد شده، در حال حاضر یکی از بهترین شرکت کنندگان مسابقات موتور سواری موتوکراس است که با استفاده از تکنیکی خاص در مسابقات حاضر شده و به قهرمانی می رسد. این موتورسوار ناشنوا، برای اینکه بفهمد چه وقت بهتر است دنده موتور را عوض کند، به ارزشهای موتورش تکیه می کند و با این تکنیک علیرغم مشکل شنواییش، توانسته موفق عمل کند.

او در سال 2004 قهرمان یکی از رقابتهای موتورسواری آماتور شد و بعدها در یکی دیگر از رقابتهای غیرحرفه ای هم علیرغم حضور 41 پسر موتور سوار، توانست عنوان یازدهم را به خود اختصاص دهد. فیولک در سال 2008 نیز از شش دور از رقابتهای حرفه ای، به 4 عنوان قهرمانی دست یافت و به این ترتیب توانست به جمع حرفه ای های رشته ورزشی خودش راه یابد.

اشلی در سن 7 سالگی موتورسواری را آموخت و از همان زمان موفقیت ها و نتایج مثبت موتورسواری برایش آغاز شد. رونی مادر اشلی در این مورد می گوید: "اشلی که ناشنوا متولد شده بود، بعد از یادگیری موتورسواری خیلی عوض شد، دیگر خجالتی نبود و اعتماد به نفس بالایی پیدا کرده بود."

اشلی می گوید: "وقتی گاز می دادم و موتور اوج می گرفت، ارتعاشات آن هم سریعتر و بیشتر می شد و بعد متوجه شدم که حالا وقت آن است که دنده عوض کنم." اشلی ناشنوا بودن را یکی از مزیت های مسابقات موتورسواری می داند؛ چراکه بنا به اظهارات او، شخص ناشنوا متوجه نمی شود که شرکت کننده های دیگر به او نزدیک می شوند و به همین دلیل آرامشش را در طول مسابقه می تواند حفظ کند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 23:27  توسط مهرداد | 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

مردم از من می‌پرسند

ناشنوا بودن مثل چیست ؟

ناشنوابودن ؟ چه طور بگویم

خیلی ساده ، نمی‌توانم بشنوم

 

اما نه ! ناشنوا بودن بسیار فراتر از فقط نشنیدن است

ناشنوا بودن مثل ماهی‌ای طلایی است در تُنگی آب

در حال دیدن چیز‌هایی که در حرکتند و

مردمی که مُدام حرف می‌زنند

ناشنوا به انسانی می‌ماند در جزیره‌ای

در میان بیگانگان

 

انزوا با من بیگانه نیست

پنج ساعت در میان خویشانم می‌نشینم

و آن‌ها فقط می‌گویند " سلام " و " خدا حافظ "

 

بازی با کودکان شادی بزرگ من است و

کتاب خواندن ، استراحت ، کمک کردن هنگام صرف غذا*

 

دیدن خنده‌ها و گریه‌های شدید و مردم مغموم

کنجکاوی طبیعی مرا برمی‌انگیزند

" مهم نیست "

این است تنها پاسخ کنجکاوی من

درست مثل شرحی مختصر

از یک داستان کامل

 

نشان دادن شادی با خنده‌‌ای ساختگی

اصلا نمی‌دانند که واقعاً چقدر دلتنگم

 

مردم چه راحت از زبان استفاده می‌کنند

و من نمی‌توانم و واقعاً ناراحتم

همیشه احساس یک بیگانه را دارم

در میان انسان‌های شنوا

حتی اگر چنین قصدی هم نداشته باشند

همیشه احساس می‌کنم جزئی از آن‌ها هستم

با حضور فیزیکی‌ام ، نه با درک و احساسم

 

با ناشنوایان خیلی راحتم

مسائل کوچک و روزمره‌ی زندگی

و ناامیدی‌هایمان از دنیای بزرگ‌تر را

با هم حل و فصل می‌کنیم

 

زبانمان یکی است

همدیگر را درک می‌کنیم

در سختی ها و آسانی‌ها

محیط ارتباط است**

 

اما ناشنوایان...

با رؤیاهایشان، علائقشان و نیاز‌هایشان

مثل هر انسان دیگرند


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 15:42  توسط مهرداد | 

بیوگرافی : «لودویگ‌ فان بتهوون» در ۱۷ دسامبر سال ۱۷۷۰ در شهر بن دیده به ‏جهان گشود. پدر او «یوهان» نوازنده دربار بن بود که علاقه‌ دیوانه‌واری به مشروب داشت. ‏از مادر بتهوون همیشه به عنوان بانویی مهربان، باشخصیت و خوش‌قلب یادمی‌‌شود. ‏بتهوون از مادر خود به عنوان بهترین دوست خود یاد می‌‌کرد.‏ بتهوون درهمان اوایل کودکی به موسیقی علاقه‌ نشان داد و پدرش روز و شب و گاه به ‏‏‌زور کتک به تعلیم وی همت گماشت. شکی نبود که این کودک استعداد خدادادی داشت ‏و پدرش پرورش موزارت دیگری از وی در سر می‌‌پروراند.

شخصیت : بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد ‏می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. ‏لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. ‏بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را ‏تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.‏

بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه ‏اشراف قابل احترام‌اند. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 12:45  توسط مهرداد | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
راز سکوت من راز هزاران حرف ناگفتنی هاست که از دلها پر می زند. راز انسانهایی که زندگی را با سکوت آغاز کرده اند و با آن به پایان می رسانند . آری راز سکوت همان راز عشق است.

نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
پژواک سکوت
کانون ناشنوایان تبریز
کانون ناشنوایان ایران
کانون ناشنوایان مازندران
دوستدار علم هستم
خبرگزاري دانشجويان ناشنواي سراسر كشور
ناشنوا هستم
'گلهای خاموش مراغه
دنیای کم شنوایان
ناشنوای سربداران
تنهاترین تنهای عاشق
شورای جوانان ناشنوای کرج
سوز عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست